ابر بهاری

تو یه لحظه سحر میشه !

شبایی که تو رو دارم، 

تو یه لحظه سحر میشه !

توهرباری که میخندی ،

جدایی سخت تر میشه... 


تو نیستی تازه میفهمم

جدایی ها چقد سختن 

ولی نه گفتن آسون نیس

به روزایی که خوشبختن 


نمیدونی با خوبیهات 

چیکار کردی با احساسم 

روزای سختی تو راهه 

من این دنیا رو میشناسم ...


حسادت میکنه رویا 

به روزایی که من دارم 

نمیدونی چقد گریه 

به لبخندات بدهکارم!!


گواه گریه ها م میشه 

همین آغوش مردونه 

همین بغضی که وامیشه 

همین عطری که می مونه 


نمیدونی با خوبیهات 

چیکار کردی با احساسم ! 

روزای سختی تو راهه

من این دنیا رو میشناسم ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 18:8  توسط ر  | 

مـهـربـانـی

؟؟

مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟

بـگـذارسـخـت باشم و سـرد !!

بـاران کـه بـاریــد … چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه !!!

خـورشـیـدکـه تـابـیـد … پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!

اشـک کـه آمـد … دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!

او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت . .
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 18:7  توسط ر  |